Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : هبوب

تلفظ بین المللی : /hˈobuːb/ تلفظ :‌ [h'obu:b]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگستان زبان و ادب
  • هبوبه
  • اینگراهام هیوبرت
  • قوس هوبَری
  • قوس هوبَری تخت
  • برگ هیوبرت د
  • بنکرافت هیوبرت هاو
  • بوت هیوبرت سسیل
  • پری هیوبرت
  • دارک هیوبرت
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

هبوب . [ هََ ] (ع ص ) باد گردانگیز. (منتهی الارب ). بادی که گرد و خاک برانگیزد. (ناظم الاطباء). بادی که گرد و غبار پراکند. (معجم متن اللغة) (اقرب الموارد).

هبوب . [ هَُ ] (ع مص ) وزیدن باد. (منتهی الارب ). برپاشدن باد. برانگیخته شدن باد. هب . وزیدن باد. (معجم متن اللغة) (اقرب الموارد) (تاج العروس ) : برآمد بادی از اقصای بابل هبوبش خاره در و باره افکن . منو...

فرهنگ عمید

وزیدن، وزش.

فرهنگ معین

(هُ ) [ ع . ] (مص ل . ) وزیدن باد.

فرهنگستان زبان و ادب

{haboob, hubbob} [علوم جَوّ] باد شدیدی در سودان که به توفان خاک و شن منجر می شود

کلمات مرتبط

  • هبوبه
  • اینگراهام هیوبرت
  • قوس هوبَری
  • قوس هوبَری تخت
  • برگ هیوبرت د
  • بنکرافت هیوبرت هاو
  • بوت هیوبرت سسیل
  • پری هیوبرت
  • دارک هیوبرت
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات