معانی کلمه : هبوب
لغت نامه دهخدا
هبوب . [ هََ ] (ع ص ) باد گردانگیز. (منتهی الارب ). بادی که گرد و خاک برانگیزد. (ناظم الاطباء). بادی که گرد و غبار پراکند. (معجم متن اللغة) (اقرب الموارد).
فرهنگ عمید
وزیدن، وزش.
فرهنگ معین
(هُ ) [ ع . ] (مص ل . ) وزیدن باد.
فرهنگستان زبان و ادب
{haboob, hubbob} [علوم جَوّ] باد شدیدی در سودان که به توفان خاک و شن منجر می شود
