هاون . [ وُ ] (معرب ، اِ) هاون . رجوع به هاوون شود.
هاون. [ وَ ] ( اِ ) جوغن. جواز. چپسین. مهراس. کماره. ابزاری که در آن چیزی را می کوبند و نرم می کنند. ( ناظم الاطباء ). ظرفی فلزی ( غالباً مسی ) یا سنگی که در آن ادویه و تخمهای گیاهان و غیره را با دسته ای کوبند. ( حاشیه برهان ). جوازمانندی است که در آن چیزی کوبند. ( منتهی الارب ) : چند استخوان که هاون دورا...
فرهنگ عمید
ظرف فلزی استوانه ای از جنس چوب، سنگ که در آن چیزی می کوبند یا می سایند، کابیله.
فرهنگ معین
(وَ ) [ په . ] (اِ. ) ظرفی آهنی یا سنگی که در آن چیزی را می کوبند یا می سایند.
دانشنامه عمومی
(ترکی) زیر. || تاو به معنی رو؛ متضاد هاون.
هاوَن یا هَوَنگ ظرفی سنگی یا فلزی (غالباً برنجی) است که در آن ادویه و تخم های گیاهان و غیره را با دسته ای می کوبند و می سایند.علی اکبر دهخدا و دیگران، سرواژهٔ «هاون»، لغت نامهٔ دهخدا (بازیابی در ۱۸ دی ۱۳۹۰ خورشیدی).wiki: هاون...
نقل قول
هاون یا هَوَنگ ابزاری متشکل از یک ظرف غالباً مسی یا سنگی با دسته ای از همان جنس که توسط آن ادویه یا تخم گیاهان را می کوبند و نرم می کنند. در دوران باستان یکی از آلات مقدس پرستشگاه مزدیسنان بوده و گیاه هوم را در آن کوبیده و شربت مقدس هوم را می ساختند. موبدِ مأمور تهیه شربت هوم، هاوَنان نام داشته است.• «این سخن را ذوالنون بشنود. دانست که وی حقیقت کار نرسیده است که دنیا به نزد او خطیر است. ذوالنون آن...