معانی کلمه : هانی
لغت نامه دهخدا
هانی . (اِخ ) (ابن ...) رجوع به ابن هانی شود.
هانی . (اِخ ) ابن عبداﷲ. تابعی است . (منتهی الارب ).
هانی . (اِخ ) از موالی عفان و تابعی است . (منتهی الارب ).
دانشنامه آزاد فارسی
رجوع شود به:کول فرح، نقوش برجسته عیلامی
wikijoo: هانی
فرهنگ فارسی
شیرین
دانشنامه عمومی
شاد و مسرور
بیشترازدوست داشتن وکمترازعاشق شدن
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: hāni) (عربی) مسرور ، میسر ؛ (در اعلام) نام چند تن از مشاهیر عرب ؛ نام یکی از یاران امام حسین (ع) در کوفه .
اسم: هانی (پسر) (عربی) (تلفظ: hāni) (فارسی: هاني) (انگلیسی: hani)
معنی: مسرور، شاد، میسر، ( اَعلام ) ) نام چند تن از مشاهیر عرب، ) نام یکی از یاران امام حسین ( ع ) در کوفه، مرد دلسوز و مهربان
معنی: مسرور، شاد، میسر، ( اَعلام ) ) نام چند تن از مشاهیر عرب، ) نام یکی از یاران امام حسین ( ع ) در کوفه، مرد دلسوز و مهربان
