معانی کلمه : هان
لغت نامه دهخدا
هان . (اِخ ) نام سلسله ٔ پادشاهی چین است که در دو قرن اول میلادی در آن کشور حکومت داشته اند. (از اعلام المنجد).
فرهنگ عمید
۱. کلمۀ تنبیه که در مقام آگاه ساختن کسی یا تٲکید در امری به کار می رود.
۲. [عامیانه] برای تصدیق به کار می رود.
۳. [عامیانه] هنگام مخاطب قرار گرفتن در جواب به جای بله گفته می شود.
۲. [عامیانه] برای تصدیق به کار می رود.
۳. [عامیانه] هنگام مخاطب قرار گرفتن در جواب به جای بله گفته می شود.
فرهنگ معین
(شب جم . ) به هوش باش ! کلمه ای که برای آگاه کردن به کار می رود.
دانشنامه عمومی
گویش دزفولی
بله
مترادف و متضاد
فرهنگستان زبان و ادب
{NEXT} [مهندسی مخابرات] ← هم شنوی انتهای نزدیک
