معانی کلمه : نی نی
لغت نامه دهخدا
نی نی که چرخ و دهر ندانند قدر فضل
این گفته بود گاه جوانی پدر مرا.
نی نی به گمان نیکم از بخت
کارم همه چون گمان ببینم .
فرهنگ عمید
۱. عروسک.
۲. بچۀ کوچک.
مردمک چشم.
۱. عروسک.
۲. بچۀ کوچک.
مردمک چشم.
۲. بچۀ کوچک.
مردمک چشم.
فرهنگ معین
(اِ. ) (عا. ) ۱ - مردمک چشم . ۲ - (عا. ) عروسک به زبان کودکان ۴ - بچة کوچولو.
دانشنامه عمومی
گویش مازنی
بچه،به زبان کودکان
/ni ni/ مردمک چشم & بچه، به زبان کودکان
/nini/ دانه های ریزی که در خوشه ی انگور روییده به مرور تبدیل به انگور می شودغوره ی انگور
/nini/ دانه های ریزی که در خوشه ی انگور روییده به مرور تبدیل به انگور می شودغوره ی انگور
مترادف و متضاد
tad (اسم)
بچه کوچک، نی نی
piccaninny (اسم)
نی نی، بچه سیاه پوست
pickaninny (اسم)
نی نی، بچه سیاه پوست
