معانی کلمه : نیکوروش
لغت نامه دهخدا
نیکوروش. [ رَ وِ ] ( ص مرکب ) آن که روش نیکو دارد. ( یادداشت مؤلف ). نکورفتار. نکوکردار :
تو نیکوروش باش تا بدسگال
به نقص تو گفتن نیابد مجال.
تو نیکوروش باش تا بدسگال
به نقص تو گفتن نیابد مجال.
فرهنگ عمید
خوش رفتار، نیکوکار، خوش طینت.
