معانی کلمه : نیکل
فرهنگ عمید
فلزی نقره ای رنگ، سخت، چکش خور، صیقل پذیر، و دیرگداز برای که ساختن ظروف و پوشاندن فلزات و فسادناپذیر کردن آن ها به کار می رود.
فرهنگ معین
(کِ ) [ فر. ] (اِ. ) فلزی است نقره ای رنگ و براق از خانوادة آهن و بسیار صیقل پذیر.
دانشنامه آزاد فارسی
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
nickel (اسم)
نیکل، ورشو، سکه پنج سنتی
