نیم کش . [ ک ُ ] (ن مف مرکب ) نیم کشته . نیم بسمل . جان به لب رسیده . رجوع به نیم کشت شود. - نیم کش کردن ؛ به قصد کشت کسی را آزار دادن .
نیم کش. [ ک َ / ک ِ ] ( ن مف مرکب ) نیم کشیده. تیغ و تیر و مانند آن که تمام نکشیده باشند. ( آنندراج ). تیغ یا دشنه یا خنجری که آن را تا نیمه از نیام بیرون کشیده باشند. تیری که در کمان گ...
گویش مازنی
نوعی پنبه چینی نادرست و ناقص که مقداری از وش در غوزه جا بماند ...
/nim kash/ نوعی پنبه چینی نادرست و ناقص که مقداری از وش در غوزه جا بماند