نیمه راه. [ م َ / م ِ ] ( اِ مرکب ) وسط راه. در اثنای راه. در بین راه :
سواری فرستم به نزدیک شاه
بدان تا به پیش آیدت نیمه راه.
فردوسی.
- امثال :
از نیمه راه ضرر برگشتن منفعت است .
|| راه سنگ فرش شده. راه پیاده رو. ( ناظم الاطباء ). || ( ص مرکب ) که رفاقت به پایان نرساند. ( یادداشت مؤلف ). نیم راه. رجوع به نیم راه شود.