نیمة. [ م َ ](ع اِ) خوابیدگی . هیأت خواب . (منتهی الارب ). اسم است از نوم . (از متن اللغة). گویند: فلان حسن النیمة. || قوت شبانه . (ناظم الاطباء). قوت یک شبه . گویند: ما له نیمة لیلة. (از متن اللغة) (از منتهی الارب ).
چو
نیمچه
شقه، نصف، نصفه، نیم، نیمه، یکدوم
۱. شقه، نصف، نصفه، نیم، نیمه، یکدوم
۲. نیمچه