نیشتر. [ ت َ ] ( اِ ) مبضغ. ( دهار ). ابزاری مر جراحان را که بدان رگ می زنند و فصد می کنند و آبله می کوبند و دمل را جهت بیرون آوردن ریم سوراخ می نمایند. ( ناظم الاطباء ). افزاری باشد به صورت نیش که بدان رگ گشایند و نشتر مخفف آن است. ( فرهنگ خطی ). نیسو. نیسویا. نشتر. تیغ. محجم. مبطة. رایشه. شست. ( یادداشت مؤلف ). نیش : به سان سنان نیشتر داشتندهمی بر گژاگند بگذاشتند.اسدی.چرا شیر از نهیب مور ناگه د...
فرهنگ عمید
ابزار نوک تیز که با آن رگ می زنند، وسیلۀ رگ زدن.
فرهنگ معین
(تَ ) (اِ. ) آلت نوک تیزی که با آن رگ می زدند.
گویش مازنی
آلت فلزی و نوک تیز جراح و رگ زن،جهت حجامت
/nishtar/ آلت فلزی و نوک تیز جراح و رگ زن، جهت حجامت