معانی کلمه : نگون
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
خمیده، خم شده، واژگون، سرازیر.
فرهنگ معین
(نِ ) (ص . ) خم شده ، واژگون .
مترادف و متضاد
برگشته، خم، خمیده
سرازیر، سرنگون، نگونسار، وارو، واژگون ≠ راست، شق
۱. سرازیر، سرنگون، نگونسار، وارو، واژگون
۲. برگشته، خم، خمیده ≠ راست، شق
