معانی کلمه : نگارگر
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
نقاش، صورتگر.
فرهنگ معین
(ن گَ ) (ص فا. ) نقاش ، صورتگر.
مترادف و متضاد
صورتگر، طراح، مصور، نقاش
painter (اسم)
مصور، نقاش، نگارگر، پیکر نگار
فرهنگستان زبان و ادب
{miniaturist} [هنرهای تجسمی] کسی که به نگارگری اشتغال دارد
