کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه نکوعهد | کلماتور
معنی کلمه : نکوعهد
تلفظ بین المللی :
/nˈakuːʔhˌad/
تلفظ :
[n'aku:?h,ad]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
نکو عهد
نیکوعهد
نیکوعهدی
رأی نکوهش
گیتی نکوه
با تعرض و نکوهش گفتن
نقضعهد
نکتهدان
نکوهش پذیر
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
نکوعهد.
[ ن ِ ع َ ] (ص مرکب ) باوفا. که عهد خود نشکند. که پیمان نگه دارد
:
این همه زحمت که هست درد دو چشم من است
هیچ نکوعهدنیست کو شودم توتیا.
خاقانی .
کلمات مرتبط
نکو عهد
نیکوعهد
نیکوعهدی
رأی نکوهش
گیتی نکوه
با تعرض و نکوهش گفتن
نقضعهد
نکتهدان
نکوهش پذیر
نظرات