کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : نویچ
تلفظ بین المللی :
/nˈavitʃ/
تلفظ :
[n'avitS]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
کلمات مرتبط
دیوان نویس
ذی نویان
رسانۀ تک نویس ـ بس خوان
رقعه نویس
رقم نویس
روزنامه نویس
زود نویس
سالنامه نویس
زیبا نویس
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
نویچ. [ ن َ ] ( اِ ) عشقه. ( رشیدی ) ( برهان ) ( جهانگیری ) ( انجمن آرا ) ( ناظم الاطباء ). لبلاب. ( برهان قاطع ) ( محیط اعظم ، حاشیه برهان قاطع ). که بر درخت پیچد. ( برهان قاطع ) ( انجمن آرا ) ( رشیدی ). نام گیاهی است که بیخ ندارد و بر سر هر درخت که پیچد آن را خشک سازد. ( جهانگیری ). درخت کوچکی متهافت که دارای گلهای معطر است. ( ناظم الاطباء ). نوج. نویج. ( فرهنگ فارسی معین )....
فرهنگ عمید
عشقه، لبلاب.
فرهنگ معین
(نَ ) (اِ. ) عشقه .
کلمات مرتبط
دیوان نویس
ذی نویان
رسانۀ تک نویس ـ بس خوان
رقعه نویس
رقم نویس
روزنامه نویس
زود نویس
سالنامه نویس
زیبا نویس
نظرات