کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه نویسنده-مزدور | کلماتور
معنی کلمه : نویسنده مزدور
تلفظ بین المللی :
/nˌevisˈande mˈozdur/
تلفظ :
[n,evis'ande m'ozduR]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
نویسنده
نویسنده ء رساله ء دفاعی
نویسنده اشعار اپرا
نویسنده انجیل متی
نویسنده بد
نویسنده تازه
نویسنده خیال پرست
نویسنده زن
نویسنده سرمقاله روزنامه
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
devil (اسم)شیطان، روح پلید، عفریت، ابلیس، نویسنده مزدور، خارخسکgrub (اسم)کوتوله، نوزاد، خوراک، نویسنده مزدور، مزدور، خوشه چین، کرم حشره، بچه مگسhack (اسم)برش، ضربه، ضربت، فاحشه، چاک، نویسنده مزدور، جنده، خش، مزدور، کلنگ، سرفه خشک وکوتاه، اسب کرایه ای، اسب پیر، درشکه کرایه...
کلمات مرتبط
نویسنده
نویسنده ء رساله ء دفاعی
نویسنده اشعار اپرا
نویسنده انجیل متی
نویسنده بد
نویسنده تازه
نویسنده خیال پرست
نویسنده زن
نویسنده سرمقاله روزنامه
نظرات