معانی کلمه : نوه
لغت نامه دهخدا
نوه . [ ن ُوْ وَه ْ ] (ع ص ، اِ) ماتمیان از مرد و زن . (منتهی الارب ). نوح . نائحات . (اقرب الموارد).
نوه . (ع مص ) بازایستادن از چیزی . (از منتهی الارب ). رجوع به نَوه شود. || (اِمص ) بازایستادگی از چیزی ، الانتهاء عن الشی ٔ. نَوه . (از اقرب الموارد) (از متن اللغة).
فرهنگ عمید
فرزندِ فرزند، فرزندزاده.
فرهنگ معین
(نَ وِ ) (اِ. ) فرزندزاده ، نبیره .
دانشنامه عمومی
نوه (سابسه). مختصات: ۱۳°۱۴′ شمالی ۱°۳۰′ غربی / ۱۳٫۲۳۳°شمالی ۱٫۵۰۰°غربی / 13.233; -1.500
بام
نوه شهری در شهرستان سابسه در استان بام در بورکینافاسوی شمالی است و جمعیت آن ۲۲۰۵نفر است.
بام
نوه شهری در شهرستان سابسه در استان بام در بورکینافاسوی شمالی است و جمعیت آن ۲۲۰۵نفر است.
wiki: نوه (سابسه)
گویش مازنی
نوبت
/nove/ نوبت
گویش اصفهانی
تکیه ای: neva
طاری: nava
طامه ای: nava
طرقی: neva
کشه ای: nava
نطنزی: nava
مترادف و متضاد
نوبت
فرزندزاده، نبیره، نواده
واژه نامه بختیاریکا
دُر زا؛ وا زا
