نومید. [ ن َ / نُو ] ( ص مرکب ) ناامید. نمید. مأیوس. قانط. خائب. محروم. رجوع به ناامید شود : چنان زار و نومید بودم ز بخت که دشمن نگون اندرآمد ز تخت.فردوسی.که نومید بد لشکر از نامجوی که دانست کش باز بینند روی.فردوسی.از خداوند سبحانه و تعالی نومید نیستم. ( تاریخ بیهقی ص 341 ). نومید نیستم از فضل ایزد عز ذکره که آنها را به من بازرساند. ( تاریخ بیهقی ص 297 ). دست از شراب کشید و چون نومیدی می آمد و می...
فرهنگ عمید
ناامید#NAME?
= ناامید
فرهنگ معین
(نُ ) (ص . ) ناامید، مأیوس .
مترادف و متضاد
دلسرد، مایوس، ناامید، ناکام، وازده ≠ امیدوار
broken-hearted (صفت)نومید، دل شکستهhopeless (صفت)نومیدlorn (صفت)متروک، نومید، گم شده، از دست رفته، نابود شده، بر باد رفته...