Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : نوشانیدن

تلفظ بین المللی : /nˌuʃɑnˈidan/ تلفظ :‌ [n,uSAn'idan]
لغت نامه دهخدافرهنگ معینمترادف و متضاد
  • فرو نشانیدن
  • نشانیدن
  • نوانیدن
  • نوشاندن
  • محمل نشانیدن
  • گرد نشانیدن
  • پس نشانیدن
  • نوشانیده
  • ز پای نشاندن
لغت نامه دهخدافرهنگ معینمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

نوشانیدن. [ دَ ]( مص ) آشامیدن فرمودن. ( ناظم الاطباء ). آشامانیدن. ( یادداشت مؤلف ). نوشاندن. متعدی ِ نوشیدن :
ای نور چشم من سخنی هست گوش کن
تا ساغرت پُر است بنوشان و نوش کن.
حافظ.
چو مستم کرده ای مستور منشین
چو نوشم داده ای زهرم منوشان.
حافظ.

فرهنگ معین

(دَ ) (مص م . ) آشامیدن .

مترادف و متضاد

drench (فعل)
خیساندن، خیس کردن، نوشانیدن، اب دادن

drink (فعل)
نوشیدن، اشامیدن، خوردن، نوشانیدن، اسقاء کردن

کلمات مرتبط

  • فرو نشانیدن
  • نشانیدن
  • نوانیدن
  • نوشاندن
  • محمل نشانیدن
  • گرد نشانیدن
  • پس نشانیدن
  • نوشانیده
  • ز پای نشاندن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات