نهره . [ ن َ رَ / رِ ] (اِ) آنین نهره باشد به زبان آذربایگان . (نسخه ای از لغت فرس اسدی ص 372، از یادداشت مؤلف ). آنین نهره بود که ماست و دوغ از یکدیگر جدا کنند. (حفان )....
فرهنگ عمید
ابزاری که با آن دوغ را بزنند تا مسکه از دوغ جدا شود.
فرهنگ معین
(نَ رِ ) (اِ. ) ابزاری که با آن دوغ را بزنند تا کره را از دوغ جدا کنند.