معانی کلمه : نهامی
لغت نامه دهخدا
نهامی .[ ن ِ می ی / ن ُ می ی ] (ع اِ) صاحب دیر و کلیسا. (منتهی الارب ). راهب . صاحب دیر. (متن اللغة) (اقرب الموارد). || راه آسان . (منتهی الارب ). طریق سهل . (متن اللغة) (اقرب الموارد).
مترادف و متضاد
۱. آهنگر، حداد، نهامین
۲. درودگر، نجار
