ننگ و نبرد. [ ن َ گ ُ ن َ ب َ] ( ترکیب عطفی ، اِ مرکب ) جنگ. کارزار. پیکار. ( یادداشت مؤلف ). نیز رجوع به معنی بعدی شود : کشاورز و دهقان و بیکار مردهمه رزم جویند و ننگ و نبرد.فردوسی.چو آسوده شد باره هر دو مردز آزار جنگ و ز ننگ و نبرد.فردوسی.به پیش نیاکانت اندر چه کردز مردی به هنگام ننگ و نبرد.فردوسی.سه دیگر نیازی به ننگ و نبردکه ننگ و نبرد آوردرنج و درد.فردوسی.سپاهی که هنگام ننگ و نبردز جیحون به ...