معانی کلمه : نمود
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. = نمودن
۲. نما.
۳. نشان.
۴. رونق.
۲. نما.
۳. نشان.
۴. رونق.
فرهنگ معین
(نُ ) (اِ. ) ۱ - نشان ، علامت . ۲ - جلوه ، جلال ، رونق .
دانشنامه آزاد فارسی
دانشنامه عمومی
آشکار شد
مترادف و متضاد
بروز، پدیده، جلا، جلوه، رونق، علامت، مظهر، نمایش
فرهنگ فارسی ساره
آشکار شد
