نقیصه . [ ن َ ص َ / ص ِ ] (از ع ، اِ) نقیصة. عیب . منقصت . آهو. کم بود. کماسی . (یادداشت مؤلف ). رجوع به نقیصة شود. || بهتان . (ناظم الاطباء).
- نقیصه گفتن ؛ بهتان گفتن . (ناظم الاطباء).
کاست
کاستی، کمی
علت، عیب، نقص، نقصان
۱. کاستی، کمی
۲. علت، عیب، نقص، نقصان
کاست