کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : نقطه نقطه یا خال خال کردن
تلفظ بین المللی :
/nˈoq1teː nˈoq1teː jɑː xˈɑl xˈɑl kˈardan/
تلفظ :
[n'oq1te: n'oq1te: jA: x'Al x'Al k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
نقطه یا خال تیره رنگ
توجه به یک نقطه یا یک مقصد مشترک
نگاهها یا افکار را به سوی شخص یا نقطه خاصی متمرکز کردن
با برق اب طلا یا نقره دادن به
در نقشه یا جدول وارد نشده
رگه بزرگ طلا یا نقره
نقشه یا طرح ساختن
نقشه یا عملی را متوقف ساختن
نقطهء مقابل یا متقاطر
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
speckle
(فعل)
نقطه نقطه یا خال خال کردن
کلمات مرتبط
نقطه یا خال تیره رنگ
توجه به یک نقطه یا یک مقصد مشترک
نگاهها یا افکار را به سوی شخص یا نقطه خاصی متمرکز کردن
با برق اب طلا یا نقره دادن به
در نقشه یا جدول وارد نشده
رگه بزرگ طلا یا نقره
نقشه یا طرح ساختن
نقشه یا عملی را متوقف ساختن
نقطهء مقابل یا متقاطر
نظرات