کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه نقض-کردن | کلماتور
معنی کلمه : نقض کردن
تلفظ بین المللی :
/nˈaq1z kˈardan/
تلفظ :
[n'aq1z k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
نقض عهد کردن
ژتون را نقد کردن
بد نقل کردن
به پول نقد تبدیل کردن
بوسیلهء هواپیما حمل و نقل کردن
حمل و نقل کردن
در ایفای نقش خود افراط کردن
شایسته نقل قول کردن
غلط نقل کردن
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
break (فعل)نقض کردن، شکستن، از هم باز کردن، فتق داشتن، مکی کردنbreach (فعل)نقض کردن، ایجاد شکاف کردن، رخنه کردن درgainsay (فعل)انکار کردن، رد کردن، نقض کردنreverse (فعل)بر گرداندن، برگشتن، نقض کردن، وارونه کردن، پشت و رو کردن، واژگون کردنviolate (فعل)ستیزه کردن، نقض کردن، شکستن، تجاوز کردن به، ستم کردن، بی حرمت ساختن، هتک احترام کردنquash (فعل)باطل کردن، نقض کردن، له کردن، با ضربه زدن، الغا کردنco...
کلمات مرتبط
نقض عهد کردن
ژتون را نقد کردن
بد نقل کردن
به پول نقد تبدیل کردن
بوسیلهء هواپیما حمل و نقل کردن
حمل و نقل کردن
در ایفای نقش خود افراط کردن
شایسته نقل قول کردن
غلط نقل کردن
نظرات