نقب افکن. [ ن َاَ ک َ ] ( نف مرکب ) نقب زن. آنکه در خانه کسی نقب زند. ( آنندراج ). دزد خانه. ( ناظم الاطباء ) :
بی ترس تیغ و دار بگوئیم تا که ایم
نقب افکن خزینه ترکان صبحگاه.
خاقانی.
رفوکاری ز نقب افکن نخواهند
بسان حک کاغذ از تبرزن.
امیرخسرو ( آنندراج ).
|| معدن چی. ( ناظم الاطباء ). رجوع به نقب زن شود.