کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه نفس-کردن | کلماتور
معنی کلمه : نفس کردن
تلفظ بین المللی :
/nˈafas kˈardan/
تلفظ :
[n'afas k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
با نفس تلفظ کردن
کف نفس کردن
نفس تازه کردن
نفس زنان کار کردن
نفس درست کردن
نفس راست کردن
نفس کش کردن
شکسته نفسی کردن
نجس کردن
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
نفس کردن. [ ن َ ف َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) هو کردن. هو کشیدن. دم همت گماشتن. همت کردن پیر و مرشد و یا درویش در برآمدن حاجتی. ( یادداشت مؤلف ). هو کردن و همت گماشتن پیری و مرشدی از اولیأاﷲ در کاری. رجوع به نفس شود.
کلمات مرتبط
با نفس تلفظ کردن
کف نفس کردن
نفس تازه کردن
نفس زنان کار کردن
نفس درست کردن
نفس راست کردن
نفس کش کردن
شکسته نفسی کردن
نجس کردن
نظرات