معانی کلمه : نفریت
لغت نامه دهخدا
نفریت . [ ن ِ ] (ع ص ، از اتباع ) عفریت نفریت ، از اتباع است . رجوع به نِفر شود.
نفریت. [ ن ِ ] ( ع ص ، از اتباع ) عفریت نفریت ، از اتباع است. رجوع به نِفر شود.
نفریة. [ ن ِ ری ی َ ] ( ع ص ، از اتباع ) عفریة نفریة، از اتباع است. رجوع به نِفر شود.
نفریة. [ ن ِ ری ی َ ] ( ع ص ، از اتباع ) عفریة نفریة، از اتباع است. رجوع به نِفر شود.
فرهنگ عمید
التهاب کلیه.
