Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : نفاق

تلفظ بین المللی : /nˈefɑq1/ تلفظ :‌ [n'efAq1]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکا
  • نفاق افکن
  • نفاق انداختن
  • نفاق انداز
  • نفاق داشتن
  • نفاق آمیز
  • نفاق افکنی
  • نفاق امیز
  • نفاق زار
  • نفاق زدن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

نفاق . [ ن َ ] (ع مص ) رایج و روان گردیدن بیع. (از منتهی الارب ) (آنندراج ). رواج شدن بیع. (از متن اللغة) (از اقرب الموارد). || روان و رواج یافتن متاع . (غیاث اللغات ) (از متن اللغة) (از اقرب الموارد). || برپای شدن و رواج و رونق گرفتن بازار. (از متن اللغة) (از اقرب الموارد). ضد کساد. (آنندراج ). || زیاد شدن خواستگاران زن . (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء)....

فرهنگ عمید

نفقه#NAME?

رواج و رونق گرفتن خریدوفروش.

دورویی کردن؛ دورویی؛ مکر و ریا.

رواج و رونق گرفتن خریدوفروش.
دورویی کردن، دورویی، مکر و ریا.
= نفقه

فرهنگ معین

(نِ) [ ع . ] (مص ل .) مکر، دورویی .

(نَ) [ ع . ] (مص ل .) رواج یافتن ، رونق گرفتن .

(نِ ) [ ع . ] (مص ل . ) مکر، دورویی .
(نَ ) [ ع . ] (مص ل . ) رواج یافتن ، رونق گرفتن .

دانشنامه عمومی

نفاق یا دورویی یا دوزبانی در اصل به معنای مخالفت ظاهر با باطن است. مُنافِق یا دورو یا دوچهره کسی است که در آشکار دعوی مسلمانی و ایمان کند و در نهان کفر ورزد. کسی که به زبان اظهار ایمان کند و کفر را در قلب خود نهان دارد. نفق در لغت به معنی «راه زیرزمینی» است و منافق را به جهت داشتن راه های مخفیانه به این نام می نامند.wiki: نفاق نفاق (فیلم). «نفاق» (انگلیسی: Hypocrites (film)) یک فیلم به کارگردانی ...

مترادف و متضاد

اختلاف، تفرقه، دشمنی، دورویی، ریا، سالوس، شقاق، عناد، منافقت، ناسازگاری ≠ وفاق

faction (اسم)فرقه، انجمن، دسته بندی، نفاق، حزبdiscord (اسم)نزاع، نا سازگاری، دعوا، اختلاف، عدم هماهنگی، عدم توافق، نفاق، دوءیتsplit (اسم)ترک، دو بخشی، انشعاب، رخنه، شکاف، چاک، نفاقdissension (اسم)اختلاف، عدم توافق، نفاق، اختلاف عقیده، شقاقfactionalism (اسم)نفاق، فرقه بازیdisunion (اسم)جدایی، انفصال، نفاق، جدا شدگی...

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] کلمات کلیدی: قرآن، نفاق، دوروئی، انحراف."منافق" واژهای است قرآنی که از ماده نفق و نفاق گرفته شده و در لغت به معنی خارج شدن و تمام شدن است.معنای اصطلاحی منافقدر اصطلاح کسی است که در باطن کافر و در ظاهر مسلمان است. « یقُولُونَ بِأَفْواهِهِمْ ما لَیسَ فِی قُلُوبِهِمْ » ؛ «میگویند آنچه را که در دلهایشان نیست ».وجه تسمیه منافقوجه تسمیه منافق از "نفق" بمعنی نقب است که از راهی به دین وارد و از...

واژه نامه بختیاریکا

دست پشت سری
دو تُلُو

کلمات مرتبط

  • نفاق افکن
  • نفاق انداختن
  • نفاق انداز
  • نفاق داشتن
  • نفاق آمیز
  • نفاق افکنی
  • نفاق امیز
  • نفاق زار
  • نفاق زدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات