کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه نعوظ | کلماتور
معانی کلمه : نعوظ
تلفظ بین المللی :
/nˈauːz/
تلفظ :
[n'au:z]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
مترادف و متضاد
فرهنگستان زبان و ادب
کلمات مرتبط
نعوظ یا شدت حس شهوت در مرد
نعوظ مانا
نعوظ کردن
نعوظ پس از مرگ
شاخص بین المللی کارکرد نعوظ
کژکاری نعوظی
عضله نعوظی
نوظهور
نوظهوری
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
مترادف و متضاد
فرهنگستان زبان و ادب
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
نعوظ. [ ن ُ ] ( ع مص ) برخاستن نره کسی. ( از منتهی الارب ). برخاستن و راست شدن ذکر. ( از متن اللغة ). قیام الذکر. ( تاج المصادر بیهقی ). برپای شدن مردی. برخاستن قضیب. ( یادداشت مؤلف ). نَعظ. نَعَظ. ( متن اللغة ) ( منتهی الارب ). رجوع به نعظ شود. || ( اِمص ) استادگی ذکر. ( غیاث اللغات از بحر الجواهر و منتخب اللغات ) ( آنندراج ). برخاستگی و راست شدگی نره. ( ناظم الاطباء ). || انگیز. تحریک. ( یادداش...
فرهنگ عمید
برخاستن آلت تناسل مرد در اثر غلبۀ شهوت.
فرهنگ معین
(نُ ) [ ع . ] (مص ل . ) برخاستن آلت تناسلی مرد به سبب غلبة شهوت .
مترادف و متضاد
شق
فرهنگستان زبان و ادب
{erection} [علوم سلامت] وضعیتی که در آن آلت سفت و محکم می شود و به طور طبیعی با تحریک جنسی صورت می گیرد
کلمات مرتبط
نعوظ یا شدت حس شهوت در مرد
نعوظ مانا
نعوظ کردن
نعوظ پس از مرگ
شاخص بین المللی کارکرد نعوظ
کژکاری نعوظی
عضله نعوظی
نوظهور
نوظهوری
نظرات