کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه نعل-زدن | کلماتور
معانی کلمه : نعل زدن
تلفظ بین المللی :
/nˈaʔl zˈadan/
تلفظ :
[n'a?l z'adan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
نعل زدن به
نعل وارونه یا وارو زدن
به نعل و به میخ زدن
گاهی به نعل و گاهی به میخ زدن
جامه در نیل زدن
جامه در نیل عصیان زدن
نعل
نَعَل
نعل اسب
لغت نامه دهخدا
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
نعل زدن. [ ن َ زَ دَ ] ( مص مرکب ) نعل بستن. نعل کوبیدن. نعل کوفتن. نعل کردن. نعل را بر سم ستور استوار کردن :
چون برآری تازیانه بگسلد زنجیر وی
چون زنی نعلش شکالش بس بود بند قبای.
منوچهری.
|| نعلچه و میخ بر کف کفش کوبیدن.
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
cauthorlk (فعل)مسدود کردن، بتونه گیری کردن، زیرپوش سازی کردن، درز گرفتن، اب بندی کردن، نعل زدن، بتونه کاری کردن، شکاف و سوراخ چیزی را گرفتن، چرت زدنcalk (فعل)مسدود کردن، بتونه گیری کردن، زیرپوش سازی کردن، درز گرفتن، اب بندی کردن، نعل زدن، کپیه کردن، بتونه کاری کردن، شکاف و سوراخ چیزی را گرفتن، با نعل یا لگد اسب مجروح شدن...
کلمات مرتبط
نعل زدن به
نعل وارونه یا وارو زدن
به نعل و به میخ زدن
گاهی به نعل و گاهی به میخ زدن
جامه در نیل زدن
جامه در نیل عصیان زدن
نعل
نَعَل
نعل اسب
نظرات