نعل باژگونه. [ ن َ ل ِ ن َ / ن ِ ] ( ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) نعل وارون. نعل وارونه. نعل واژگونه. رجوع به نعل وارونه شود : نعل بینی باژگونه در جهان تخته بندان را لقب آمد شهان.مولوی.نعل های باژگونه ست ای پسرعقل کلی را کند هم خیره سر.مولوی.نعل های باژگونه ست ای سلیم نفرت فرعون را دان از کلیم.مولوی.در دهر هر پیاده سواری است لیک گنج بی نعل باژگونه کجا می توان گرفت.کاتبی.- نعل باژگونه زدن ؛ رد گم کردن. ا...