نعل . [ ن َ ع َ ] (ع مص ) نعل پوشیدن . (از منتهی الارب ). نعلین در پای کردن . (از تاج المصادر بیهقی ).
نعل. [ ن َ ] ( ع اِ ) پساهنگ و بشک و آهنی که برکف سم ستور میخ کنند تا سوده نگردد. ( ناظم الاطباء ).آنچه بدان سم ستور را از سودگی نگاه دارند. ( منتهی الارب ) ( از متن اللغة ) ( از ناظم الاطباء ) : ز آواز گردان بتوفید کوه زمین شد ز نعل ستوران ستوه.فردوسی.هم...
فرهنگ عمید
۱. قطعه آهنی که به پاشنۀ کفش یا به سم ستور میزنند.۲. [قدیمی] کفش؛ پاافزار.⟨ نعل در آتش نهادن:۱. انداختن نعل اسب در آتش؛ عملی که غرائمخوانان و افسونگران انجام میدادند و برای حاضر ساختن کسی که در سفر بود نام او را بر نعل اسب مینوشتند و در آتش میانداختند و افسون میخواندند و معتقد بودند که آن شخص در هرکجا که باشد بیقرار میشود و فوراً حرکت میکند.۲. [قدیمی، مجاز] بیقرار بودن.⟨ نعل واژگون: ‹نع...
فرهنگ معین
(نَ ) [ ع . ] (اِ. ) ۱ - کفش . ۲ - قطعه آهنی که زیر سُم چهارپایان می زنند برای محافظت از آن . ، ~ در آتش نهادن (کن . ) بی قرار کردن ، مضطرب نمودن .
[ویکی الکتاب] معنی قَلَائِدَ: قربانیهای نشاندار(کلمه قلائد جمع قلاده به معنای گردن بند است ، و درعبارت به معنای هر چیزی است مانند نعل و مثل آن ، که به عنوان نشانه ی قربانی ، به گردن حیوان میاندازند و به این وسیله اعلام میکنند - که این شتر یا گاو یا گوسفند قربانی راه خدا است تا اگ...تکرار در قرآن: ۱(بار)نعل به معنی کفش است. یعنی: هردو کفشت را بکن که تو در وادی پاک طوی هستی. در «خلع» علت این خطاب را...