نظربازی. [ن َ ظَ ] ( حامص مرکب ) به خوبان نگاه کردن. چشم چرانی.تماشای خوبان و زیبارویان. عمل نظرباز : درمقامات طریقت هر کجا کردیم سیرعافیت را با نظربازی فراق افتاده بود.حافظ.با چنین زلف و رخش بادا نظربازی حرام هر که روی یاسمین و جعد سنبل بایدش.حافظ.دوستان عیب نظربازی حافظ مکنیدکه من او را ز محبان خدا می بینم.حافظ.ای به دو چشم تو نظربازیم از نظر خویش نیندازیم.حافظ حلوائی. || فن نگاه کردن خوبان و مع...
فرهنگ عمید
۱. نگریستن به چهرۀ زیبارویان، عمل نظرباز، چشم چرانی. ۲. نگاه کردن عاشق و معشوق به هم: کمال دلبری وحسن در نظربازی است / به شیوۀ نظر از نادران دوران باش (حافظ: ۵۵۲ ).
نظربازی به معنای نگاه به زیبارویان، به طور خاص پسران جوان و امردان، و معاشقهٔ چشمی، از اصطلاحات رایج در آثار مربوط به عرفان اسلامی است.شاهدبازیاصطلاحات مربوط به نظربازی به طور گسترده ای در ادبیات فارسی بازتاب یافته است. نظربازی آداب و رسوم و روش ها و فنونی برای خود داشته به طوری که حافظ آن را علم نظر نامیده:نظربازی مخالفینی نیز داشته از پرشورترین آن ها ابن جوزی (مرگ ۵۹۷ ه. ق) است که در کتاب «ذم ال...