Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : نظر

تلفظ بین المللی : /nˈazar/ تلفظ :‌ [n'azaR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیگویش مازنیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکا
  • نظر اجمالی
  • نظر اجمالی کردن
  • نظر باینکه
  • نظر به اینکه
  • نظر بیک طرف
  • نظر زنی
  • نظر فرعی
  • نظر چشمی
  • نظر کردن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیگویش مازنیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

نظر. [ ن ِ ] (ع اِ) مانند. (منتهی الارب ). مثل . نظیر. (از اقرب الموارد) (از المنجد).

نظر. [ ن َ ] (ع مص ) درنگ کردن و مهلت دادن بر کسی . || فروختن چیزی را به مهلت . (از منتهی الارب ) (آنندراج ). || نَظَر. (از متن اللغة). رجوع به نظر شود.

نظر. [ ن َ ] ( ع مص ) درنگ کردن و مهلت دادن بر کسی. || فروختن چیزی را به مهلت. ( از م...

فرهنگ عمید

۱. عقیده، رٲی.
۲. نگاه کردن، نگریستن.
۳. دید، بینایی.
۴. [قدیمی] فکر، اندیشه.

فرهنگ معین

(نَ ظَ ) [ ع . ] ۱ - (مص م . ) نگاه کردن ، نگریستن ، ۲ - به نظر آوردن . ۳ - مورد توجه قرار دادن چیزی را به جهت دفع چشم زخم . ۴ - (اِمص . ) نگاه ، نگرش . ۵ - (اِ. ) فکر، اندیشه ، رأی . ۶ - جهت ، جنبه . ۷ - وضع دو ستاره نسبت به یکدیگر (نجوم ).

دانشنامه آزاد فارسی

نَظَر (اخترشناسی)در احکام نجوم، موقعیتی که در آن دو جسم آسمانی عملاً بیش از یک برج از یکدیگر فاصله داشته باشند. هرگاه فاصلۀ دو جسم ۶۰ درجه (دو برج) یا یک ششم فلک باشد، نظر «تسدیس» خوانده می شود؛ اگر فاصلۀ بین آن ها ۹۰ درجه (سه برج) یا ربع فلک باشد، نظر «تربیع» است؛ اگر فاصله به اندازۀ ۱۲۰ درجه (چهار برج) یا ثلث فلک باشد، نظر «تثلیث» نام دارد؛ و هرگاه فاصله به اندازه ۱۸۰ درجه (شش برج) یا نصف فلک با...

گویش مازنی

۱شور چشمی ۲نگاهی مخصوص در باور عوام که سبب بیماری گردد – ...

/nazer/ شور چشمی - نگاهی مخصوص در باور عوام که سبب بیماری گردد – چشم زخم

مترادف و متضاد

زعم، عقیده

راء‌ی، نقشه

اندیشه، تفکر

دیدگاه، نظریه

جنبه، حیث، لحاظ، منظر

تماشا، چشم، دیدن، دید، عنایت، مشاهده، نظاره، نگاه، نگرش

۱. تماشا، چشم، دیدن، دید، عنایت، مشاهده، نظاره، نگاه، نگرش
۲. زعم، عقیده
۳. راءی، نقشه
۴. جنبه، حیث، لحاظ، منظر
۵. اندیشه، تفکر
۶. دیدگاه، نظریه

sight (اسم)بینایی، نظر، هدف، منظر، دیدگاه، جلوه، قیافه،...

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی نَظَرَ: نظر کرد - نگریست - نگاه کردن ونگریستن (در عبارت "یَنظُرُونَ إِلَیْکَ نَظَرَ ﭐلْمَغْشِیِّ عَلَیْهِ مِنَ ﭐلْمَوْتِ")معنی نُذُر: هشدارها - بیم دهندگان - رسولان (جمع نذیر)معنی نَّذْرِ: نذر(کلمه نذر به معنای این است که انسان چیزی بر خود واجب کند که واجب نباشد)معنی نَذَرُ: وا می گذاریممعنی نَذَرَ: که وا گذاریممعنی رَأْیَ: دیدن - نظر (منظور از "بَادِیَ ﭐلرَّأْیِ "کسانی هستند که...

فرهنگ فارسی ساره

دیدگاه، نگر، نگرش

واژه نامه بختیاریکا

سِیل

کلمات مرتبط

  • نظر اجمالی
  • نظر اجمالی کردن
  • نظر باینکه
  • نظر به اینکه
  • نظر بیک طرف
  • نظر زنی
  • نظر فرعی
  • نظر چشمی
  • نظر کردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات