معانی کلمه : نصیب
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. بهره، حظ.
۲. بخت و اقبال.
۲. بخت و اقبال.
فرهنگ معین
(نَ ) [ ع . ] (اِ. ) ۱ - بهره ، قسمت . ۲ - بخت ، اقبال . ج . انصبه .
فرهنگ فارسی
(اسم ) ۱ - سهم کسی از چیزی بهره حصه : جهودان را از ملک نصیبی نیست . ۲ - اقبال بخت طالع: ... به از آن نیست که به نصیبی که از دیوان الرزق مقسوم نامزد تو کرده اند خرسند شوی. یا یانصیب ویا قسمت. در جایی گفته میشود که امید نفعی باشد .
طالب ابن حاجی مقصود چیت ساز اصفهانی متخلص به نصیب از شعرای قرن یازدهم است وی از ایران به هند مهاجرت کرده است ٠
طالب ابن حاجی مقصود چیت ساز اصفهانی متخلص به نصیب از شعرای قرن یازدهم است وی از ایران به هند مهاجرت کرده است ٠
دانشنامه عمومی
فرهنگ اسم ها
اسم: نصیب (پسر) (عربی) (مذهبی و قرآنی) (تلفظ: nasib) (فارسی: نَصیب) (انگلیسی: nasib)
معنی: سهم کسی از چیزی، بهره، حصه، قسمت هر کس از سرنوشت
معنی: سهم کسی از چیزی، بهره، حصه، قسمت هر کس از سرنوشت
مترادف و متضاد
قرعه، نشان، نصیبه
اقبال، بخت، تقدیر، سرنوشت، طالع
بهره، بهر، حصه، روزی، سهم، قسمت، نصیبه، نوال
۱. بهره، بهر، حصه، روزی، سهم، قسمت، نصیبه، نوال
۲. اقبال، بخت، تقدیر، سرنوشت، طالع
۳. قرعه، نشان، نصیبه
