Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : نشیمن

تلفظ بین المللی : /neʃˈiman/ تلفظ :‌ [neS'iman]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • نشیمن دیو
  • نشیمن ساختن
  • نشیمن سفلی
  • نشیمن طوقه
  • نشیمن کردن
  • نشیمن گرفتن
  • نشیمن گاه پرنده
  • اتاق نشیمن
  • اطاق نشیمن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

نشیمن. [ ن ِ م َ ] ( اِ ) جای. مقام. ( صحاح الفرس ) ( آنندراج ). جایگاه. قرارگاه. ( ناظم الاطباء ). جای نشستن. جای اقامت : مر او را به هر بوم دشمن نماندبدی را به گیتی نشیمن نماند.فردوسی.صدری که دایم از پی تفویض کسب ملک خاک درش ملوک جهان را نشیمن است.انوری.- اطاق نشیمن ؛ اطاقی که مخصوص نشستن و محفل کردن اهل خانه است ، مثل اطاق خواب که خوابگاه است. || منزل. ( از السامی ). مسکن. ( یادداشت مؤلف ). خا...

فرهنگ عمید

۱. جای نشستن.
۲. [قدیمی] محل اقامت.
۳. [قدیمی] خانه.
۴. [قدیمی] آشیانه.

فرهنگ معین

(نِ مَ ) (اِ. ) ۱ - جای نشستن ، قرارگاه . ۲ - آشیانة مرغان .

فرهنگ فارسی

جای نشستن، محل اقامت، خانه، آشیانه
( اسم ) ۱ - جای نشستن . ۲ - محل اقامت انسان خانه . یا اطاق نشیمن .اطاقی که افراد خانه در آن نشینند و بکارهای معمولی پردازند. ۳ - آشیانه: و باز آن مرز و بوم نشیمن همای نصفت و عدل گردید . ۴ - کنام : به گشتاسب بنمود ز انگشت راست که آن اژدها را نشیمن کجاست . ( شا. بخ . ۱۴۶۵:۶ ) یا نشیمن دیو . دنیا عالم سفلی .

دانشنامه عمومی

نشیمن (معماری). نشیمن فضای خصوصی و خودمانی خانه است، یعنی جایی که اعضای خانواده در آنجا دور هم جمع می شوند و به گفتگو، تماشای تلویزیون و استفاده از وسایل صوتی و تصویری و سرگرم کننده مطالعهٔ روزنامه یا کتاب، بازی و ... می پردازند.در این فضا معمولاً یک سری مبل راحت و میز، لوازم صوتی و تصویری و وسایل مربوط به آن، قفسه کتاب،روزنامه،عکس و یادگاری های خانوادگی و ... وجود دارد.چنانچه فعالیت های دیگری ن...

مترادف و متضاد

house (اسم)خانقاه، منزل، مسکن، جا، برج، نشیمن، خانه، سرای، اهل خانه، جایگاه، اهل بیت، محل سکنی، منزلگاهseat (اسم)مقر، جا، کفل، نیمکت، مرکز، مستقر، مسند، نشیمن، مدار، صندلی، محل اقامت، سرین، جایگاه، نشیمن گاهbreech (اسم)کفل، نشیمن، ته تفنگ، ته توپnest (اسم)نشیمن، لانه، پاتوغ، اسایشگاه، اشیانه...

واژه نامه بختیاریکا

بنشین

کلمات مرتبط

  • نشیمن دیو
  • نشیمن ساختن
  • نشیمن سفلی
  • نشیمن طوقه
  • نشیمن کردن
  • نشیمن گرفتن
  • نشیمن گاه پرنده
  • اتاق نشیمن
  • اطاق نشیمن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات