Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : نشست

تلفظ بین المللی : /neʃˈast/ تلفظ :‌ [neS'ast]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش اصفهانیمترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب
  • نشست 1
  • نشست 2
  • نشست 3
  • نشست اباد
  • نشست احتیاطی
  • نشست اوردن
  • نشست توضیحی
  • نشست جای
  • نشست خودکار
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش اصفهانیمترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

نشست. [ ن ِ ش َ ] ( مص مرخم ، اِمص ) مصدر مرخم و اسم مصدر است از نشستن. رجوع به نشستن شود. || نشستن. جلوس : بزرگان گزیدند جای نشست بیامد یکی مرد طشتی به دست.فردوسی.ز میدان بیامد به جای نشست ابا پهلوانان خسروپرست.فردوسی.نکوهش مکن عاقلی را که در صف برای نشست خود آخر گزیند.خاقانی.محاسن چو مردان ندارم به دست نه مردی بود پیش مردان نشست.سعدی.شمارست نوبت بر این خوان نشست که ما از تنعم بشستیم دست.سعدی. ||...

فرهنگ عمید

۱. = نشستن
۲. جلوس.
۳. جلسه.
۴. فرورفتگی زمین در اثر زلزله یا حوادث طبیعی دیگر.
⟨ نشست‌وبرخاست:
۱. نشستن و برخاستن به‌صورت متوالی.
۲. [مجاز] آداب مجالست و معاشرت.

۱. = نشستن۲. جلوس.۳. جلسه.۴. فرورفتگی زمین در اثر زلزله یا حوادث طبیعی دیگر.* نشست وبرخاست:۱. نشستن و برخاستن به صورت متوالی.۲. [مجاز] آداب مجالست و معاشرت....

فرهنگ معین

(نِ شَ ) (مص م . ) ۱ - نشستن . ۲ - (اِ. ) جلسه ، گردهمائی . ۳ - کنایه از: اسب .

فرهنگ فارسی

نشستن، جلوس، جلسه، نشست وبرخاست، معاشرت کردن۱ - ( مصدر اسم ) نشستن جلوس . یا نشست و برخاست . ۱ - نشستن و بلند شدن . ۲ - آداب معاشرت . ۲ - طرز جلوس : یکی شاه بد هند راکید نام خردمند و بینا دل و شاد کام . دل بخردان داشت و مغز ردان نشست کیان فره موبدان . ( شا.بخ .۷ ص ۳ ) ۱۸۱۶ - ( اسم ) مجلس : بفرمود کو را به بیرون کنید . ز پیش نشستم به هامون کنید . ( شا.بخ .۷ ص ۴ ) ۱۸۶۲ - جلسه . ۵ - مقعد ....

دانشنامه عمومی

نشست (سازه). نشست در سازه به اعوجاج یا اختلال بخش هایی از یک ساختمان مربوط می شود:تراکم نابرابر شالوده های آن؛انقباض، مانند آنچه که در ساختمان های چوبی با قاب چوبی ایجاد می شود، به عنوان چارچوب، رطوبت را تنظیم می کند؛ یابارهای نامنظم پس از ساخت اولیه آن به ساختمان اعمال می شود.برخی از نشست ها پس از تکمیل ساخت و ساز کاملاً طبیعی است، اما نشست نابرابر (متفاوت) ممکن است باعث مشکلات قابل توجهی برای ...

گویش اصفهانی

تکیه ای: hâčašt
طاری: hâčašt
طامه ای: heništ
طرقی: hâčašt
کشه ای: hâčašt
نطنزی: hânešešt

تکیه ای: hâčašt
طاری: hâčašd
طامه ای: heništ
طرقی: hâčašd
کشه ای: hâčašd
نطنزی: hânešešt/ hanišišt

مترادف و متضاد

فرونشینی

اجلاس، انجمن، جلسه، جلوس، گردهمایی، مجلس، مجمع

۱. اجلاس، انجمن، جلسه، جلوس، گردهمایی، مجلس، مجمع
۲. فرونشینی

meet (اسم)تقاطع، جلسه، نشست، نشستگاه، اشتراکmeeting (اسم)برخورد، اجتماع، تلاقی، انجمن، مجمع، جماعت، هم ایش، اجماع، ملاقات، جماعت همراهان، میتینگ، جلسه، نشستsubsidence (اسم)فرونشست، فروکش، فرونشینی، نشست، فروکشی، تخفیف درد و غیرهsitting (اسم)جا، صندلی، جلسه، ...

فرهنگستان زبان و ادب

{session} [عمومی] جلسات جداگانه ای که به موازات هم در یک فراهمایی علمی تشکیل شود و هر جلسه به بحث در زمینۀ خاصی بپردازد
{slumping} [باستان شناسی] فرونشستن تدریجی یا ناگهانی آکندها که موجب تغییر شکل لایه ها یا آکندهای باستان شناختی می شود
[حمل ونقل هوایی] ← فرود 3

کلمات مرتبط

  • نشست 1
  • نشست 2
  • نشست 3
  • نشست اباد
  • نشست احتیاطی
  • نشست اوردن
  • نشست توضیحی
  • نشست جای
  • نشست خودکار
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات