Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : نشت

تلفظ بین المللی : /nˈaʃt/ تلفظ :‌ [n'aSt]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب
  • نشت 1
  • نشت 2
  • نشت اب
  • نشت اطلاعات
  • نشت سنج
  • نشت مولکولی
  • نشت کردن
  • نشت کلامی
  • نشت یاب
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

نشت . [ ن ِ ] (ص ) خوش . (جهانگیری ) (برهان قاطع) (ناظم الاطباء) . نیک . (برهان قاطع) (ناظم الاطباء). با وشت = وش قیاس شود. (از حاشیه ٔ برهان چ معین ). تندرست . (ناظم الاطباء).

نشت . [ ن َ ] (ص ) در خراسان نشت به معنی زرد است ، گویند «انگور قدری نشت شده »؛ نیز پارچه ٔ نیم سوخته را که از نزدیک گرفتن با آتش زرد شده نشت گویند. (از فرهنگ نظام ). طبری : نشت (جل...

فرهنگ عمید

۱. سرایت آب یا آتش از چیزی به چیز دیگر؛ ترشح.
۲. (صفت) [قدیمی] سست و پژمرده.
۳. شکستگی و خرابی.
۴. [قدیمی] خراب؛ ضایع.
⟨ نشت کردن: (مصدر لازم)
۱. آب پس دادن ظرف شکسته.
۲. سرایت آتش از چیزی به چیز دیگر.

۱. سرایت آب یا آتش از چیزی به چیز دیگر، ترشح.۲. (صفت ) [قدیمی] سست و پژمرده.۳. شکستگی و خرابی.۴. [قدیمی] خراب، ضایع.* نشت کردن: (مصدر لازم )۱. آب پس دادن ظرف...

فرهنگ معین

(نَ ) (اِمص . ) (عا. ) ۱ - سرایت آب یا آتش از چیزی به چیز دیگر. ۲ - شکستگی ، خرابی .

فرهنگ فارسی

شکستگی وخرابی، ترشح، سرایت آب یا آتش ازچیزی به، دیگر، خراب وضایع وسست وپژمرده کردن
( صفت ) چین دار تا شده ( کاغذ جامه و غیره ) .
در خراسان نشت بمعنی زرد است گویند (( انگوری قدری نشت شده ) ) نیز پارچ. نیم سوخته را که از نزدیک گرفتن با آتش زرد شده نشت گویند . در گیلکی به معنی چین دار و تا شده است . یا خراب . ضایع . یا سست . یا پژ مرده . یا فانی .

دانشنامه عمومی

نشت (به انگلیسی: Effusion)، خروج جزئی یک سیال از یک سطح است. در تعریف ترمودینامیکی، نشت هنگامی صورت می پذیرد که اندازه قطر مخرج سیال در برابر پویش آزاد متوسط قابل چشم پوشی باشد.تراوشبر پایه قانون پخش مولکولی گراهام، سرعت یک گاز نشتی، به وزن مولکولی آن وابسته است.wiki: ترانزیستور و دیودها که به خازن متصل هستند در همه زمان ها، حتی وقتی خاموش هستند مقدار کمی جریان از خود عبور دهد. جریانی که بدین طریق...

گویش مازنی

۱کثیف – کسی که نظافت را رعایت نکند ۲نیش

/nasht/ کثیف – کسی که نظافت را رعایت نکند - نیش

مترادف و متضاد

برملا، بروز، درز کردن، شایع

تراویدن، تراوش، ترشح، چکه، نشر

۱. تراویدن، تراوش، ترشح، چکه، نشر
۲. برملا، بروز، درز کردن، شایع

permeation (اسم)نفوذ، سرایت، تراوش، نشت، نشدleak (اسم)ریزش، سوراخ، ترشح، چکه، تراوش، نشتleakage (اسم)ریزش، کسری، کمبود، کسر، ترشح، چکه، تراوش، نشت، فاش شدگیpermeance (اسم)نشت، نفوذ پذیری...

واژه نامه بختیاریکا

پِز

فرهنگستان زبان و ادب

{effusion} [پزشکی] 1. تراوش مایع از رگ های خونی یا لنفی به درون بافت ها یا یک حفره 2. مایع تراویده از رگ های خونی یا لنفی به فضای میان بافتی یا به درون یک حفره
{leakage} [فیزیک] فرار تدریجی و ناخواستۀ کمیتی فیزیکی از محیط، مانند خروج نوترون ها از قلب واکنشگاه/ رآکتور هسته ای یا عبور جریان الکتریکی از مواد عایق

کلمات مرتبط

  • نشت 1
  • نشت 2
  • نشت اب
  • نشت اطلاعات
  • نشت سنج
  • نشت مولکولی
  • نشت کردن
  • نشت کلامی
  • نشت یاب
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات