Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : نشبل

تلفظ بین المللی : /nˈaʃabl/ تلفظ :‌ [n'aSabl]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • ذوو نبل
  • طور نشولی
  • علی نابلسی
  • نشال
  • نشب
  • نشبیل
  • نشل
  • نشلج
  • نبل
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

نشبل. [ ن َ ب َ ] ( اِ ) دست بر چیزی زدن و درآویختن. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ). دست زدگی بر چیزی و درآویختگی. ( ناظم الاطباء ). ظاهراً مصحف نشل است. ( حاشیه برهان چ معین ). || دو چیز را بر هم دوختن و به هم چسبانیدن. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ). چیزی را به چیزی دیگر دوختن و پیوند کردن. ( ناظم الاطباء ). ظاهراً مصحف نشل است. ( حاشیه برهان چ معین ). رجوع به نشل شود.

فرهنگ فارسی

دست بر چیزی زدن و در آویختن . دست زدگی بر چیزی و در آویختگی . یا دو چیز را بر هم دوختن و پیوند کردن .

کلمات مرتبط

  • ذوو نبل
  • طور نشولی
  • علی نابلسی
  • نشال
  • نشب
  • نشبیل
  • نشل
  • نشلج
  • نبل
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات