نسو. [ ن َ س َ / سُو ] ( ص ) نسود. ( از حاشیه برهان قاطع چ معین ) ( آنندراج ). چیزی نرم و ساده و هموار و لخشان و لغزنده و بی درشتی و خشونت را گویند. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ) ( انجمن آرا ) ( ناظم الاطباء ). املس. ( تاج المصادر بیهقی ) ( مجمل ) ( مهذب الاسماء ). چیزی بی خشونت و درشتی که در غایت لغزندگی باشد. ( جهانگیری ). نرم. هموار. ( غیاث اللغات ). با شین نقطه دار [ نشو ] نیز هست. ( برهان قاطع )...
فرهنگ عمید
۱. هموار، صاف، ساده: نسو بود ازآن گونه دیوار او / که مانند آیینه بنمود رو (لبیبی: شاعران بی دیوان: ۴۸۸ ). ۲. لطیف و نازک.
فرهنگ معین
(نَ یا نِ ) (ص . ) چیز نرم ، لطیف و هموار.
فرهنگ فارسی
( صفت ) هرچیزنرم وساده وهموارولغزان مقابل درشت خشن .
دانشنامه عمومی
نسو (ایتالیا). نسو (به ایتالیایی: Nesso) یک کومونه در ایتالیا است که در استان کومو واقع شده است.فهرست شهرهای ایتالیانسو ۱۵٫۰ کیلومترمربع مساحت و ۱٬۲۹۴ نفر جمعیت دارد و ۳۰۰ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.wiki: نسو (ایتالیا)...
گویش مازنی
نصف
/nesv/ نصف
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] تکرار در قرآن: ۵۹(بار)زنان. همچنین است نِسوة و نِسوان، ولی نسوان در قرآن مجید نیامده است در مفردات و غیره آمده: نِسْوَه و نِساء و نِسْوان جمع مرئة است از غیر لفظش مثل قوم در جمع مرء. درمجمع ذیل . گفته: جایز است نساء به زنان و دختربچهها اطلاق شود مثل ابناء. علی هذا درباره قتل پسران بین اسرائیل بدست فرعونیان که لفظ نساء آمده مراد از آن دختربچّهها است و به قول بعضی این اطلاق به اعتبار...