نس . [ ن َ ] (اِ) سایه . || درختستان . گلستان . || خانه . || مأخوذ از عربی ، رگ و پی و عصب . (ناظم الاطباء).
نس . [ ن َس س ] (ع مص ) پراکنده گردیدن موی سر. (از منتهی الارب )(از آنندراج ) (ناظم الاطباء). || بانگ برزدن و راندن شتران را. (منتهی الارب ) (از آنندراج ). راندن و زجر کردن ناقه را. (از المنجد). راندن و با عصا زجر کردن شتر را. (از ناظم الاطباء). را...
فرهنگ عمید
گرداگرد لب و دهان، پوز.
فرهنگ معین
(نُ ) (اِ. ) پوز، گرداگرد دهان .
فرهنگ فارسی
گرداگردلب ودهان، پوز، نج ونول هم گفته شده است( اسم ) ۱ - گرداگرددهان پوز: ... آلوده بیاری ونهی در...من بوسه ای چندبتزویردهی برنس من . ( رودکی .لفااق.۱۹۶ صحاح الفرس ۱۴۶ ) توضیح دررودکی مصحح نفیسی ج ۳ ص ۱٠۶۶ : بوسه ای چندبنیروبزنی برنس من .۲ - آلت تناسل دختربچه .پراکنده گردیدن موی سر ٠ یا بانگ بر زدن و راندن شتران را ٠ راندن و زجر کردن ناقه را ٠ راندن و با عصا زجر کردن شتر را ٠ یا سرزنش کردن ٠ یا خش...
دانشنامه عمومی
نس می تواند به یکی از موردهای زیر اشاره داشته باشد:نس (دیو) بر پایه مزدیسنا نام دیوی است که بر تنِ مرده می تازدنس (اسپانیا) دهستانی در استان تولدوی اسپانیاشهرستان نس، کانزاس شهرستانی در ایالت کانزاس در ایالات متحده آمریکاwiki: نس...