۱. نزدیک بودن.
۲. قرابت؛ همسایگی؛ خویشاوندی.
۳. مقاربت؛ رابطۀ جنسی.
〈 نزدیکی کردن: (مصدر لازم) مقاربت؛ جماع کردن.
مجاورت، همسایگی
جماع، مجامعت، وطی
بستگی، قرابت، قرب، ولا ≠ بیگانگی، دوری
۱. بستگی، قرابت، قرب، ولا
۲. مجاورت، همسایگی
۳. جماع، مجامعت، وطی ≠ بیگانگی، دوری