نزاهت . [ ن َ هََ ] (ع مص ) دور شدن از بدی و پاکی از عیب . (از غیاث اللغات ). نزاهة. نزاهیة. رجوع به نزاهة شود. || (اِمص ) پاکیزگی . طهارت . بی گناهی : دمنه دانست که اگر این سخن با شتر به ظاهر کند در حال ... نزاهت جانب خویش معلوم گرداند. (کلیله و دمنه ). || خرمی زمین . (فرهنگ خطی ). رجوع به نزاهة شود : و جهت نزاهت موضع یک چندی آنجا مقیم گشتند. (رشیدی )....
فرهنگ عمید
۱. پاکیزه شدن. ۲. پاکی از عیب، پاکدامنی، دور بودن از بدی.
فرهنگ معین
(نَ هَ ) [ ع . نزاهة ] (مص ل . ) پاکدامنی .
دانشنامه آزاد فارسی
نَزاهَت(به معنای پاکیزه شدن جای) اصطلاحی در بدیع، پیراسته بودن هجو و نکوهش از واژه های ناپسند. مانندِ چرخ فلک هرگز پیدا نکرد/چون تو یکی سفلۀ دون و ژکور. خواجه ابوالقاسم از ننگ تو/برنکند سر به قیامت زگور (رودکی).wikijoo: نزاهت...
فرهنگ فارسی
پاکیزه شدن، پاکی ازعیب، پاکدامنی دوربودن ازبدی۱ - ( مصدر ) پرهیزگاری بودن دوربودن از بدی . ۲ - خالی بودن هجوازالفاظ ناسزاو فحش .۳ - ( اسم ) پرهیزگاری دوری ازبدی : وصفت ورع آنگاه جمال گیردکه اسلاف بنزاهت وتعفف مذکور باشند.یانزاهت جانب.پاکدامنی: درحال برائت ساحت ونزاهت جانب خویشتن ظاهر گرداند.یا نزاهت عرض .پاکدامنی : سادات وعلمارابشرف حسب وطهارت نسب ...ونزاهت عرض ونباهت قدر ستاید.یانزاهت نفس .درستکا...
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] پیراستن هجو و ذمّ از الفاظ فحش را نزاهت گویند.«نزاهت» از اسلوب بدیعی قرآن و به معنای پاکیزگی، مبرّا بودن از امر بد و ناشایست، و در علم بدیع ، سخن هجوی است که از الفاظ زشت، پیراسته باشد؛مثال قرآنیمانند: «وَاِذَا دُعُوا اِلَی اللَّهِ وَرَسُولِهِ لِیَحْکُمَ بَیْنَهُمْ اِذَا فَرِیقٌ مِّنْهُم مُّعْرِضُونَ»سپس می فرماید: «اَفِی قُلُوبِهِم مَّرَضٌ اَمِ ارْتَابُوا اَمْ یَخَافُونَ اَن یَحِیفَ ال...