Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : نرگه

تلفظ بین المللی : /nˈarɡah/ تلفظ :‌ [n'aRgah]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدگویش مازنی
  • نرگه سر
  • تپه ورودی نرگه
  • دیو نگهبان
  • ذرۀ شبه نرده ای
  • راهنمای نگهداری هواگرد
  • رژیم نگهدار پروتیین
  • رگۀ نگهدار
  • ریل نگهبان
  • ریل نگهبان اضطراری
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدگویش مازنی

لغت نامه دهخدا

نرگه. [ ن َ گ َ / گ ِ ] ( اِ ) به معنی اول نرگ است که جرگه و حلقه زدن و صف کشیدن مردم و حیوانات دیگر باشد، و بعضی گویند این لغت به این معنی ترکی است. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ). جرگه و حلقه زدن دور شکار. ( ناظم الاطباء ). مرحوم بهار در سبک شناسی در زمره ٔلغات مغولی که وارد فارسی شده نوشته است : «نرکه به معنی شکار جرگه [ در تاریخ سیستان یرگه به یاء ] و فارسی آن شکار رژه است که در بیهقی چاپی شکارژه ...

فرهنگ عمید

نرگ#NAME?

= نرگ

گویش مازنی

۱ کمین نشستن برای شکار ۲تنگه

/narge/ کمین نشستن برای شکار - تنگه

کلمات مرتبط

  • نرگه سر
  • تپه ورودی نرگه
  • دیو نگهبان
  • ذرۀ شبه نرده ای
  • راهنمای نگهداری هواگرد
  • رژیم نگهدار پروتیین
  • رگۀ نگهدار
  • ریل نگهبان
  • ریل نگهبان اضطراری
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات