معانی کلمه : نرگسه
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. گلی که از عاج یا استخوان به شکل گل نرگس درست کنند.
۲. گچ بری در سقف یا دیوار اتاق به شکل گل نرگس.
۲. گچ بری در سقف یا دیوار اتاق به شکل گل نرگس.
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: nargese) (نرگس + ه (پسوند نسبت و شباهت)) ، منسوب و شبیه به نرگس ، ← نرگس ؛ به علاوه (در قدیم) (به مجاز) ستاره .
اسم: نرگسه (دختر) (فارسی) (گل) (تلفظ: nargese) (فارسی: نرگسه) (انگلیسی: nargese)
معنی: منسوب و شبیه به نرگس، ( به مجاز ) ستاره، ( نرگس، ه ( پسوند نسبت و شباهت ) )، م نرگس
معنی: منسوب و شبیه به نرگس، ( به مجاز ) ستاره، ( نرگس، ه ( پسوند نسبت و شباهت ) )، م نرگس
مترادف و متضاد
پروین، ثریا
