معانی کلمه : نرگس
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. (زیستشناسی) گلی سفید، کوچک، و خوشبو با کاسهای در وسط، برگهای سبز و دراز که پیاز آن کاشته میشود؛ نرجس.
۲. [قدیمی، مجاز] چشم معشوق: ◻︎ شب از نرگسش قطره چندی چکید / سحر دیده بر کرد و عالم بدید (سعدی۱: ۹۴).
〈 نرگس شهلا: (زیستشناسی) گل نرگس بزرگ و به رنگ سفید با کاسهای زرد در میان آن.
فرهنگ معین
(نَ گِ ) [ په . ] (اِ. ) ۱ - گیاهی است از ردة تک لپه ای ها و گل هایش منفردند. تعداد گلبرگ هایش سه عدد و سفید رنگند و کاسبرگ هایش نیز سه عدد هستند که به رنگ گلبرگ ها می باشند. ۲ - کنایه از: چشم معشوق .
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
نام گلی زیبا؛ کنایه از چشم معشوقه.
نقل قول
نرگس (فیلم). نرگس فیلم ایرانی به کارگردانی رخشان بنی اعتماد محصول سال ۱۳۷۰ است.
•
•
wikiquote: نرگس_(فیلم)
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: narges) (از یونانی) (در گیاهی) گل زینتی با گلبرگهای سفید یا زرد معطر و کاسهای به رنگ سفید یا زرد در وسط ؛ گیاه این گل که علفی ، پیاز دار و از خانوادهی سوسن است ، خودرو یا زینتی است و در زمستان گل میدهد ؛ (در قدیم) (به مجاز) چشم ؛ (در عرفان) طرب و فرح نتیجهی علم که در عمل یافت شده است ؛ چشمان معشوق را نیز به نرگس تشبیه کردهاند .
مترادف و متضاد
عبهر، نرجس
asphodel (اسم)
بوتهء سریش، نرگس، سوسن سفید
narcissus (اسم)
نرگس
