ندرت . [ ن ُ رَ ] (ع اِمص ) کمی . (ناظم الاطباء) (غیاث اللغات ) (فرهنگ نظام ). تنگ یابی . کم یابی . دیریابی . شذوذ. دشواریابی . عزت . (یادداشت مؤلف ). ندرة.- بر سبیل ندرت ؛ گاهگاه . گاه وگداری .- به ندرت ؛ ندرتاً. ندرةً.|| تنهائی . (ناظم الاطباء) (فرهنگ نظام ) (غیاث اللغات ). تنها بودن . (غیاث اللغات ) (فرهنگ نظام ). || اتفاق و چیزی نادر. (ناظم الاطباء). رجوع به نُدرَة شود....
فرهنگ عمید
کمی، کمیابی.
فرهنگ معین
(نُ رَ ) [ ع . ندرة ] (اِمص . ) کمیابی ، آنچه گاهی پیدا و آشکار شود.
فرهنگ فارسی
کمی، کمیابی، آنچه که گاهی پیداو آشکارشود ( اسم ) کمی کمیابی .یابه ندرت .کم ندره : ...که مثل آن بندرت چشم زده روزگارغرایب دیده شده باشد. لاله حکیم تهانیسری متخلص بندرت از پارسی گویان هند است و در قرن دوازدهم می زیسته و با میرزا بیدل و سراج الدین آرزو معاصر و مصاحب بوده و نزد سرخوش مشق شاعری کرده .