کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : ندای
تلفظ بین المللی :
/nedˈɑje/
تلفظ :
[ned'Aje]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
ندای وطن
ندای اسلام
ندای حق
ندای خوارز
ندای خوارز تفنگ دار
ندای خوارز غرق در خون
ندای خوارز کارتل
ندای دل
ندای صحنه پرطرفدارها
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
ندای. [ ن ِ ] ( از ع ، اِ ) ندا. نداء. رجوع به ندا شود :
در این بود سر بر زمین فدای
که گفتند بر گوش جانش ندای.
سعدی.
فرهنگ فارسی
آوازکردن، آواز، بانگ
ندا ندائ
کلمات مرتبط
ندای وطن
ندای اسلام
ندای حق
ندای خوارز
ندای خوارز تفنگ دار
ندای خوارز غرق در خون
ندای خوارز کارتل
ندای دل
ندای صحنه پرطرفدارها
نظرات